X
تبلیغات
نماشا
رایتل

لبخندستان شهروندان

این وبلاگ درتمام مسائل لطیفه ُ خنده ُ سرگرمی ُنکته های پند آموز و... فعالیت دارد
یکشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1390

لطیفه 15

 

 

 

 

 لطیفه  15

یه شخصی داشت دعا می کرد، میگفت: خدایا مرا نیامرز...  

یکی به او میگه: بابا این چه جور دعا کردنه!؟  

میگه: آخه دارم شکسته نفسی می کنم. 

           +++++++++++++++++ 

یه روز دو تا تنبل میرن بانک میزنن، اولی میگه بیا پولا رو  

 

بشمریم دومی میگه: ولش کن فردا رادیو میگه

    +++++++++++++++

به شخصی میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به 

 

 تو برسه؟ 

میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم

                     ++++++++++++++ 

قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ 


 می‌دید،می‌گفت یک سری به ما بزن!

مرد: جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را