X
تبلیغات
نماشا
رایتل

لبخندستان شهروندان

این وبلاگ درتمام مسائل لطیفه ُ خنده ُ سرگرمی ُنکته های پند آموز و... فعالیت دارد
سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392

لبخند :

 

 

لبخند :

 

مادر :

پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها

پسر : نه مامان جون من خودم فندک دارم

++++++++++++++++++++++++++++++ بهروز خالی بند یه زن حامله رادر اتوبوس میبینه و به او میگه : خانم این چیه خانومه میگه : معلومه بچه ام است دیگه بهروزه میگه : دوستش داری خانومه : آره خوب، خیلی میگه : پس چرا قورتش دادی