X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

لبخندستان شهروندان

این وبلاگ درتمام مسائل لطیفه ُ خنده ُ سرگرمی ُنکته های پند آموز و... فعالیت دارد
پنج‌شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1393

اندر حکایت ................

 

 

 

 

 

 

 

اندر حکایت ................ 

 

 

 

بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون 

 

 جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟  

 

بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن  

 

که دیگه اونجا بهشت نمیشه ! 

 

 

 

 

 

 

 

  زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.

یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم می زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فورا شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ۲۰۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادرزنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فورا شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ۲۰۶ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادرزنت»
نوبت به داماد آخری رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت اما داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیندازم. همینطور ایستاد تا مادرزنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بی ام و کورسی آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدرزنت!»