X
تبلیغات
نماشا
رایتل

لبخندستان شهروندان

این وبلاگ درتمام مسائل لطیفه ُ خنده ُ سرگرمی ُنکته های پند آموز و... فعالیت دارد
چهارشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1394

لطیفه های نوروزی 2


لطیفه های عید نوروز1394 2


ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﭼﺎﺩر مامانمو ﺳﺮﻡ ﻛﺮﺩم
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻨﺪﻩ،ﻳﻬﻮ ﻣﺎمانم ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﺩﻳﺪ ﺟﻔﺖ
ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺧﺪﺍ
ﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﺭﻭﺻﺪ
ﻫﺰﺍﺭﺭﺭﺭﺭ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺪﯼ
ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺍﻣﺎﻡﺯﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺖ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ قیافت


  

مخترع

مالک به مستاجر جدید گفت: در این اتاق یک مخترع زندگی می کرد.
او یک ماده منفجره اختراع کرده بود.
مستاجر: اون لکه هایی که روی سقفه ، جای مواد منفجره هست؟
مالک: نه ، اون لکه ها خود اون مخترعه هستن.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++

دارویی مفید برای سرفه
یه شب ، وقتی نلسون راکفلر ، ثروتمند معروف و زنش،
از گردش بر گشتند ، زن دچار سرفه ناگهانی شد و مدام
سرفه کرد.
شوهرش با اضطراب و دستپاچگی پرسید:
عزیزم بگو چی برم برای گلوت بخرم.
زن: اون گردنبند زمرد سبزی که در جواهر فروشی سر
کوچه دیدم.

++++++++++++++++++++++++++++

اطمینان کامل
کلفت با ناراحتی به خانوم خونه میگه:
من دیگه نمی تونم اینجا کار کنم ، چون احساس 
می کنم شما به اطمینان ندارین.
خانوم خونه میگه:
اگه اطمینان نداشتم که کلید همه اتاقها و انبار 
رو بهت نمی دادم.
کلفت: درسته ، ولی تو این دسته کلید، کلید صندوق آهنی 
توی صندوق خونه نیست

++++++++++++++++++++++++++

با شما نبودم
شخصی دمرو خوابیده از جوی آب می خورد. 
کسی باو رسید و گفت:
" اینطوری آب نخور. عقلت کم میشه ".
اون شخص او را براندازی کرد و گفت:
عقل دیگه چیه؟ ".
مرد جواب داد : " هیچی بابا ، با شما نبودم، ببخشید".